تبليغاتX
i love you
عاشقانه
زخمم التیام میابد اما جای آن باقی خواهد ماند!


زندگي مي گويد سهم تو تنها درد و اشک است مي گويد سرنوشت تو را با اشک رقم زده ايم و تو را با درد آميخته ايم . مي گويد تو از جنس باراني اما نمي دانم چرا هميشه دلم بارام مي خواهد آنقدر باران که اشک چشمانم را در ميان قطرات باران پنهان شود . زندگي به من آموخت که هيچ چيز و هيچ کس نيستم و تنها بايد مطيع يکتا خالق هستي باشم . آري ! زندگي به من آموخت که بسوزم و با زندگيم بسازم پس لب از لب باز نمي کنم و مي سوزم و مي سازم ، آري سوختن ، هيچ نگفتن ، هنر است و تنها مي گويم : 

         اين نيز مي گذرد ...

سراغ از من نمی گیری گل نازم
نمی شناسی صدای کهنه ی سازم
نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه؟
نمی دونی مگه با غصه دمسازم؟
 
هوای گریه داره این دل سردم
چشام گریون صدام لرزون تویی دردم
شبا تو کوچه ی پر ماتم پاییز
به دنبال چراغ خونه می گردم
 
برات گفتم حدیث برگ خشک و باد
لالایی قصه ی پروانه و شمشاد
سراغ از من نمی گیری نگیر اما
فراموشم نکن پروانه ی زیبا
 
سرود بی وفایی رو چرا خوندی؟
مگه لالایی هامو برده ای از یاد؟
نذار یادت بره پروانه ی زیبای من روزی
شده قلبی اسیر خونه ی غم ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
سلام بچه ها شما ها یک فرشته ندیدین گمش کردم هر چی می گردم پیدا نمی کنم

من بهترین دوستم که همیشه اینجا میامد رو گم کردم فکر کنم خطایی کرده باشم

چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق

عید قربان مبارک



 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
در دلم ترديد دارم عشق را فهميده ام
يا فقط نوري ز عشق من ديده ام

گر که اين نور است پس عشق چيست
يا که معشوق چنين اعجاز کيست

تا کجا بايد برفت و در کجا بايد نشست
تا به کي اين شيشه ي دل دم به دم بايد شکست

در شکستن رازها پنهان و اسراري نهان
بي شکستن در وجودش نيست اين درّ گران

اين چه اعجازي است دل را مي برد
صاحب اعجاز از بهر وصال جان مي خرد

چون که جان دادي دگر دلداده اي
عاشقي را مي خري و ساکن ميخانه اي

من که مخمور مي و ساقي شدم ديوانه ام
تا ابد هم ساکن ديوانه ي ميخانه ام
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
يک پسر کوچک از مادرش پرسيد؟ چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت: چون من يک زن هستم. پسر بچه گفت: من نمي فهمم. مادر گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد: چرا مادر بي دليل گريه مي کند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي هيچ چيز گريه مي کنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نميدانست که چرا زنها بي دليل گريه مي کنند.
بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را مي داند. او از خدا پرسيد چرا زنان به آساني گريه مي کنند؟
خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم موجود بخصوصي باشد بنابراين شانه هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بکشد. و همچنين شانه هايش آنقدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد. من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني که پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده ام که در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.
به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند. و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد. او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک مي ريزد. خدا گفت: مي بيني پسرم. زيبايي يک زن در لباسهايي که مي پوشد نيست. درظاهر او نيست و در شيوه موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست. و در قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سید مجتبی
حرفهای خودمونی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
حرفهای آرزو
عشق مرگ تو
عشق
بی عشق زندگی شیرن تره
آیدا
دنیا دیگه مثل تو نداره
حرفهای عسل
خاطره
یک قدم مانده تا بهشت
گل شب بو
گنجشک و ماه
شقایق
بی تو بهتر
بر عکس تو
دانشجو تنها
ستاره ناز
وایییییییییییییییییی اینقدر نازه
دختران من
قلبی که از سنگ بود و با نگاه شیشه ای شکست
وبلاگ عاشقانه
عشق ياسمن
دریای بی ساحل
خوش آمدی مهربون
خواهر جوون
جوجو تنهاترین عشق
همچون کوچه ای بی انتها
اشعار عاشقانه من
کسی که می دونه دوستش دارم
سکوت مرداب
عاشقانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان