![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
تنها رفتن در این جاده در این جاده سرد و بی انتها بدون کوله باری از عشق بدون تو دشوار است و من تنها تر از همیشه خاطرهای یاد تو بر دوشم سنگینی می کند.ولی من باز هم امید دارم امید دارم که توباز خواهی گشت پس من در انتظار آمدنت هستم محبوب من. یه نفر ...... یه جایی.......... تموم رویاهاش به دست آوردن لبخند توست و هر وقت به تو فکر می کنه احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه پس هر وقت ....... احساس تنهایی کردی این حقیقت رو بخاطر داشته باش یه نفر ...... یه جایی ......... در حال فکر کردن به توست (فدای تو) پس بیاید و با نظراتتون به من امید بدین برای بهتر کردن وبلاگ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
|
|
ای نسیم سحر ارامگه یار کجاست؟ منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟ قشنگترین گیتار عشق را خریدم تا برای توبنوازم اشک باریدم تا سرزمین عشق تو آتش نگیرد تک درخت جنگل عشق شدم تا برای تو باشم قلبم را از وسط شکافتم و به قلب تو دوختم تا برای من باشی وبا من باشی تک الهه دشت شقایق را برای تو آوردم تا تو برای من باشی به بهترین کشیش کلیسای عشق گفتم که بر انجیل بنویس که عاشق ترین منم و معشوقم تویی تا برای من باشی اما تو اشک مرا خشک کردی قلبم را از قلبت بریدی گیتارم را سوزاندی دشت شقایق را نابود کردی و کشیش کلیسای عشق را به خاطر این جمله به دار آویختی تا مرا نابوود کنی. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
سید مجتبی حرفهای خودمونی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|