تبليغاتX
i love you
عاشقانه
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولي انقدر مشتاقم گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بي پروا
و او يکدم و يکريز دم گرم خودش را سخت در گلويم بفشارد
   
عشق
عاشق ماندن هزار بار سخت تر از عاشق شدن است!
   
عاشقانه
روزي مجنون پاي سگي را بوسيد
مردم گفتند :چرا؟
گفت: چون گاهگاهي كوي ليلي مي رفت.
  
مرگ
شما خوابيده ايد وقتي مي ميريد بيدار مي شويد.(پيامبر اکرم(ص))
  
مرگ
مردن امر ساده اي است
و از زندگي كردن بسيار آسانتر است
تمام خفقان مرگ
در مقابل يك شك
در مقابل يك حرص
در مقابل يك ترس
در مقابل يك كينه
در مقابل يك عشق
هيچ است
مردن امر ساده اي است
و در مقابل خستگي زندگي
چون سفري است كه
در يك روز تعطيل مي كنيم
و ديگر هرگز باز نمي گرديم !
  
ashegh
«وقتي عاشق مي‌شيم تلاش مي‌کنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش
  
دنيا

هر كه در اين دنيا او را غمى نيست

يا كه آدم نيست يا در اين عالم نيست
  
محبت
دمي شنوي صداي اندوهم را؟
مي شنوي صداي بغضم را که با کوچکترين ضربه اي خواهد ترکيد
بايد گريست براي شاخه هاي شکسته بايد فرياد زد
به حال شقايق پرپر شده بايد اشک ريخت
با ديدن پروانه سوخته بايد گريست
براي چشم انتظاري عاشقان پنجره ها خالي است
هوا تنهاست
ستاره سرگردان است
خورشيد گريان است
محبت کجاست؟
  
درک و رنج
درک کـــردن يعني رنــج کشيدن
(ارسطو)
  
خرد انسان
تمام خرد انسان
در دو کلمه خلاصه مي شود:
صـــبر و امـــيد
  
زندگي
درود به سپيده ! به امروز بنگر! زيرا زندگي است، نفس زندگي است، در زمان اندك آن واقعيت ها و دگردگوني هاي هستي شما نهفته است، شادماني رشد، شكوه عمل، عظمت انجام كارهاي بزرگ ، و ديروز جز يك رويا نيست، و فردا جز يك خيال، امروز اگر زيبا زندگي كني، ديروز تو سرشار از ، روياي شادماني خواهد بود، و فرداي تو تصويري از اميد، پس! به امروز خوب بنگر و به سپيده بگو: درود.
 
  
افسانه شيرين
شب چو در بستم و مست از مي نابش كردم

ماه اگر حلقه به در كوفت جوابش كردم

ديدي آن ترك ختا دشمن جان بود مرا

گر چه عمري به خطا دوست خطابش كردم

منزل مردم بيگانه چو شد خانه ي چشم

آن قدر گريه نمودم كه خرابش كردم

شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع

آتشي در دلش افكندم و آبش كردم

غرق خون بود و نمي مرد ز حسرت فرهاد

خواندم افسانه ي شيرين و به خوابش كردم

دل كه خونابه ي غم بود و جگر گوشه ي درد

بر سر آتش جور تو كبابش كردم

زندگي كردن من مردن تدريجي بود

آن چه جان كند تنم عمر خطابش كردم
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت ساعت مرگ توسط سلطان عشق
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سید مجتبی
حرفهای خودمونی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
حرفهای آرزو
عشق مرگ تو
عشق
بی عشق زندگی شیرن تره
آیدا
دنیا دیگه مثل تو نداره
حرفهای عسل
خاطره
یک قدم مانده تا بهشت
گل شب بو
گنجشک و ماه
شقایق
بی تو بهتر
بر عکس تو
دانشجو تنها
ستاره ناز
وایییییییییییییییییی اینقدر نازه
دختران من
قلبی که از سنگ بود و با نگاه شیشه ای شکست
وبلاگ عاشقانه
عشق ياسمن
دریای بی ساحل
خوش آمدی مهربون
خواهر جوون
جوجو تنهاترین عشق
همچون کوچه ای بی انتها
اشعار عاشقانه من
کسی که می دونه دوستش دارم
سکوت مرداب
عاشقانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان